ظهر اردیبهشت داوطلبان رد صلاحیت انتخابات شوراها

ظهر: اردیبهشت داوطلبان رد صلاحیت انتخابات شوراها نامزدهای انتخاباتی انتخابات شوراهای اسلامی انتخابات فرماندار دشتی

گت بلاگز اخبار اجتماعی تهرانی ها کوچ می کنند

از سال ٩٠ تا ٩٥ تعداد ٣٥٠ هزار و ٦٣٢ نفر از پایتخت کشور عزیزمان ایران به استان های دیگر مهاجرت کرده اند زلزله پایتخت کشور عزیزمان ایران واکنش‌ها مشتریان بازار م

تهرانی ها کوچ می کنند

تهرانی ها کوچ می کنند

عبارات مهم : ایران

از سال ٩٠ تا ٩٥ تعداد ٣٥٠ هزار و ٦٣٢ نفر از پایتخت کشور عزیزمان ایران به استان های دیگر مهاجرت کرده اند زلزله پایتخت کشور عزیزمان ایران واکنش‌ها مشتریان بازار مسکن را عوض کردن داده و باعث شده است بسیاری از مردم به دنبال منزل های مقاوم باشند

به گزارش شهروند ؛ دود و آلودگی هوا، بوق و سر و صدا، شلوغی شهر و خیابان؛ تهرانِ پُرچناری که به تاریخ پیوسته را اگر کنار بگذاریم، همین چند کلمه بسیاری از شهروندان را از وضع این شهر خسته کرده. در هر یک کیلومتر مربع از مساحت تهران، ٩٦٩نفر زندگی می کنند؛ یعنی ٢٠ برابر میانگین کشور. کارشناسان می گویند، پایتخت کشور عزیزمان ایران دیگر بیش از این ظرفیت توسعه ندارد.

تهرانی ها کوچ می کنند

کارشناسان با تکیه بر اطلاعات مرکز آمار، همین جمله را جهت مهاجرپذیری این شهر تکرار می کنند. پایتخت کشور عزیزمان ایران به تنهایی ١٤,٧ درصد از جمعیت شهری کشور را درون خود جای داده هست. علاوه بر این، آلودگی هوا هر زمستان و پاییز، بزرگترین درد پایتخت می شود. در این شرایط جدا از مردمی که هنوز به هزار علت به این شهر شلوغ مهاجرت می کنند؛ عده قلیلی به فکر رفتن افتاده اند. براساس اطلاعات مرکز آمار ایران، البرز، گیلان و مازندران به ترتیب در صدر استان هایی هستند که از پایتخت کشور عزیزمان ایران مهاجر می پذیرند. آنها که می روند قید امکانات «تهران نشین بودن» را می زنند و در عوض از هوای آلوده این شهر و ازدحام تکراری اش می گریزند.

فرار از پایتخت کشور عزیزمان ایران به زبان آمار

دور از تغییرات اقلیمی و خشکسالی که به عنوان دو عامل تازه باعث شده است مردم از قسمت های غربی کشور به پایتخت کشور عزیزمان ایران مهاجرت کنند؛ اطلاعات مرکز آمار کشور عزیزمان ایران از مهاجرت معکوس در پایتخت کشور عزیزمان ایران این طور نشان می دهد: «بنا به اطلاعات سرشماری سال ١٣٩٥ در فاصله زمانی سال های ١٣٩٠ تا ١٣٩٥ تعداد ٣٥٠ هزار و ٦٣٢ نفر از استان پایتخت کشور عزیزمان ایران به استان های دیگر مهاجرت کرده اند. استان البرز بالاترین جذب مهاجر از پایتخت کشور عزیزمان ایران را داشته و استان های گیلان و مازندران به ترتیب در رتبه های دوم و سوم جذب مهاجر از استان پایتخت کشور عزیزمان ایران قرار دارند. آمار به تفکیک این طور توضیح می دهد که استان البرز با ۸۹ هزار و ۱۹۷ نفر بیشترین مهاجر را از استان پایتخت کشور عزیزمان ایران داشته هست. استان های گیلان، مازندران و خراسان رضوی به ترتیب با ۲۸۵۳۱، ۲۳۶۴۳ و ۲۱۲۴۱ نفر از این نظر در رتبه های بعدی قرار دارند.»

از سال ٩٠ تا ٩٥ تعداد ٣٥٠ هزار و ٦٣٢ نفر از پایتخت کشور عزیزمان ایران به استان های دیگر مهاجرت کرده اند زلزله پایتخت کشور عزیزمان ایران واکنش‌ها مشتریان بازار م

براساس آمار در سال های دهه ٧٥- ٦٥، روند مهاجرپذیری شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران تدریجا متوقف شد و این شهر به نقطه ای مهاجرفِرِست تبدیل شد و در نتیجه، رشد جمعیت آن کم کردن یافته و سهمش از جمعیت کشور و استان پایتخت کشور عزیزمان ایران روندی نزولی پیدا کرد ، ولی مهاجرت به این شهر به صورت غیر مستقیم همچنان ادامه پیدا کرد.

اگرچه خالص مهاجرت استان پایتخت کشور عزیزمان ایران نشان می دهد طی فاصله زمانی سال های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵، تعداد افرادی که وارد استان پایتخت کشور عزیزمان ایران شده است اند زیاد از افرادی است که از استان پایتخت کشور عزیزمان ایران خارج شده است اند، ولی آمار می گوید که مهاجرت معکوس درحال رخ دادن هست؛ هرچند ناچیز.

براساس نتیجه های سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵، در فاصله زمانی همین پنج سال، ٥١٦ هزار و ٩٢٢ نفر از استان های دیگر وارد استان پایتخت کشور عزیزمان ایران شده است اند. نتیجه های این سرشماری نشان می دهد استان البرز با ۵۰۸۸۵ نفر بیشترین مهاجر را در این ۵ سال به پایتخت کشور عزیزمان ایران داشته و استان های لرستان، همدان و خراسان رضوی هم به ترتیب در رتبه های بعدی اند. علاوه بر این، از مجموع مهاجران خارج شده است از استان های کشور (یک میلیون و ٩٨٥ هزار و ٩٢٧ نفر)، در طول سال های ١٣٨٥ و ١٣٩٠، بیشترین تعداد مربوط به استان های پایتخت کشور عزیزمان ایران ٤٠٤ هزار و ٨٦٣ نفر (٢٠,٤) درصد، خراسان رضوی ١١٦ هزار و ١٠١ نفر (٥.٨درصد) و خوزستان با ١١٥ هزار و ٦٢٢ نفر (٥.٨درصد) و کمترین مربوط به استان کهگیلویه و بویراحمد با ١٧ هزار و ٣٥١ نفر (٠.٩درصد) بوده است.

تهرانی ها کوچ می کنند

زلزله و گریز از پایتخت

هفته پیش هنگامی که بحث زلزله داغ شد و مردم را به خیابان ها کشاند و آلودگی هوا را چندبرابر کرد، باز هم باب صحبت از رفتن از پایتخت کشور عزیزمان ایران باز شد و عده ای در اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … راجع به این تصمیم نوشتند. به دنبال این اتفاق که جهت یک هفته چالش پایتخت نشینان بود، بعضی کارشناسان زلزله شناسی هم نظر دادند که بهتر است مردم این شهر به دنبال جای دیگری جهت زندگی باشند؛ آیا که زمین لرزه بزرگ تهران، میلیون ها نفر را خواهد کشت. در شلوغی اخبار زلزله و درست زمانی که آلودگی به مرز اضطرار رسیده بود؛ این لطیفه مدام شنیده می شد که «اگر از زلزله نمیریم، از آلودگی حتما.»

از سال ٩٠ تا ٩٥ تعداد ٣٥٠ هزار و ٦٣٢ نفر از پایتخت کشور عزیزمان ایران به استان های دیگر مهاجرت کرده اند زلزله پایتخت کشور عزیزمان ایران واکنش‌ها مشتریان بازار م

در روزهای گذشته بازدیدکنندگان زیادی راجع به مهاجرت از پایتخت کشور عزیزمان ایران نوشتند و این موج همچنان ادامه دارد؛ به عنوان نمونه «ملیچه» در توییتی نوشته: «تهران رو با چشمانی گریان ترک می کنم. به خاطر زمستونی که یادگار شد، برفی که نبارید، بارونی که خاطره شد، به خاطر آلودگیش، سیاهیش، آدم های چندرنگش و خیلی دردهای پنهانش. ای کاش این طور نبود. کاش از اول ثروت درست تقسیم می شد که این همه آدم مجبور به مهاجرت به پایتخت کشور عزیزمان ایران نمیشدن.»

یا کاربری به نام HuffiShellPuffi از تجربه مهاجرت خود از پایتخت کشور عزیزمان ایران نوشته است: «من بعد از ۱۵ سال برگشتم شهرم ساری. من از آلودگی، ترافیک و ماشینی شدن زندگیم تو پایتخت کشور عزیزمان ایران دیوانه شدم. همسرم هم موافقت کرد و چندماهی است اومدیم. شهر آروم تر، آب و هوای خوش و زندگی به معنای خیلی واقعی تر از تهران. در هر حال شهر کوچیک کمبودهای خودشو داره ولی ما این جا از پایتخت کشور عزیزمان ایران خوش تریم.»

او در پاسخ به پرسش های بازدیدکنندگان راجع به این مهاجرت هم توضیح داده: «من در پایتخت کشور عزیزمان ایران کارمند یک شرکت بازرگانی بودم. اینجا دارم می رم مدیر اجرایی یک کافه رستوران تازه تأسیس یکی از دوستانم بشم. شوهرم هم مسئول برگزاری ایونت و همایش بود که فعلا داره در شهر جست وجو می کنه و خودشو پرزنت. در عین حال هم تو مزرعه پدرم یه سری کار و ایده های تازه داریم انجام می دیم.» این کاربر راجع به وضع همسر خود هم توضیح داده: «البته همسرم کماکان دورکاری رو تا حدی با شرکتی که در پایتخت کشور عزیزمان ایران پروژه انجام می داد و کارمندشون بود، حفظ کرده تا یهو دست و بالمون خالی نشه. طبیعتا درآمدمون از پایتخت کشور عزیزمان ایران کمتره، ولی به همون نسبت مخارج هم پایین تره. در مجموع ما از انتخابمون راضی هستیم.»

تهرانی ها کوچ می کنند

اما بخش وسیعی از نوشته های بازدیدکنندگان در اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … به تأمل آنها راجع به عنوان مهاجرت از پایتخت کشور عزیزمان ایران برمی گردد. «فواد شمس» از علاقه خود به مهاجرت گفته است: «من اگر یک درآمد اندک داشتم همین الان می رفتم یکی از روستاهای گیلان زندگی می کردم.» بازدیدکنندگان دیگری هم با هشتگ «مهاجرت معکوس» به این عنوان پرداختند که یکی از آنها «محمد یاراحمدی» با این توییت است: «ما مدت هاست با چندتا از رفقا راجع به مهاجرت به شهر دیگری فکر می کنیم؛ یک تگ یکسان اگر بود مشتاق بودم ببینم آدم ها براساس چه داده هایی راجع به مهاجرت از پایتخت کشور عزیزمان ایران فکر می کنند؟» کاربری به نام «منصور کیایی» هم از علاقه خود به مهاجرت از پایتخت کشور عزیزمان ایران بیش از هر وقت دیگری سخن گفته است: «بیش از هر زمانی دوست دارم از پایتخت کشور عزیزمان ایران مهاجرت کنم و این امر نزدیک به محاله برام.»

مهاجرت از زبان آنها که رفته اند

«مریم مهتدی» سه سال پیش از پایتخت کشور عزیزمان ایران دل کند. «چرا؟» به همان دلیلی که رفته های دیگر می گویند: «ترافیک و آلودگی هوا و صد مسئله حل نشدنی این شهر.» او آخرین روزهای بهار سال ٩٣ به همراه همسرش از پایتخت به یکی از روستاهای شمال کشور رفت و خیال برگشتن ندارد. مریم که مدتی است جهت گذراندن دوره ای آموزشی به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمده، راجع به این مهاجرت به «شهروند» می گوید. او و همسرش یک بار که به قصد تفریح به یکی از روستاهای اطراف گیلان سفر کرده بودند؛ تصمیم به ماندن گرفتند. «مدت زیادی بود که در منزل مشغول کارهای freelance بودیم؛ ویراستاری و نوشتن و اینها. اگر قرار بود بیرون از منزل کار کنیم آلودگی هوا و ترافیک سرسام آور توان حرکت را از ما می گرفت، بعد تصمیم گرفتیم کارمان را از پایتخت کشور عزیزمان ایران بیرون ببریم و دست کم دو نفر از جمعیت پایتخت کشور عزیزمان ایران کم کنیم.»

آنها همان منزل ای که در روستای «سادات محله» مسافرش بودند را اجاره کردند و بعد از دو سال آن را خریدند. منزل ای در یک دِه که تا سه سال پیش تلفن و اینترنت هم نداشت و بدون گاز، پخت و پزشان با پیک نیک پیش می رفت. «آب آشامیدنی هنوز نیست؛ آب تصفیه یا معدنی می خریم. آب سنگین است و بوی آهن می دهد. سال پیش گازکشی شد و اوضاع بهتر شد.»

زندگی در دِه حتما خیلی تفاوت دارد، بالاخره همه جهت امکانات پایتخت کشور عزیزمان ایران به این شهر می آیند.

کیفیت زندگی مان از بعد این مهاجرت واقعا تفاوت کرده هست. روحیه ای را تجربه می کنیم که اصلا از وجودش در درونمان خبر نداشتیم و آلودگی هوا جوری به همه ما فشار می آورد که تنها زمانی متوجهش می شویم که جای دیگری اقامت طولانی را تجربه کنیم. تأثیر نبودن در ترافیک شهری را این طوری می شود فهمید. تمامی اینها باعث شد بمانیم.

هزینه مهاجرت از پایتخت کشور عزیزمان ایران چه بود؟

با آمدن به این جا دیگر خوراک فرهنگی که قبلا در دسترس داشتیم کم و حتی از بین بردن شد؛ سینما و تئاتر و بازار کتاب. نه کنسرت آنچنانی برگزار می شد و نه کتابفروشی ها چیزی که می خواستیم به زودی فراهم می کردند. کتابفروشی ها یک پله از بازار پایتخت کشور عزیزمان ایران عقب تر بودند. این جا وضع سینما جهت کسی که پردیس های پایتخت کشور عزیزمان ایران را تجربه کرده، ناامید کننده هست. علاوه بر این از گروه های دوستی که داشتیم جدا شدیم و به فضایی آمدیم که آشنا و فامیلی نداشتیم ولی کم کم دوستی هایی در رشت ایجاد کردیم. ما تمام این هزینه ها را دادیم تا گه گاه جهت تماشای یک تئاتر خوب و فیلم به پایتخت کشور عزیزمان ایران سفر کنیم. این راه حلی بود که در نظر گرفتیم. در دِه روزها بلند احساس می شود و وقت کش می آید ولی در عوض خبری از آلودگی صوتی نیست و هرچه است صدای گاو و مرغ و شغال هایی است که شب ها بیرون می آیند. تغذیه ای که این جا داریم سالم تر هست. آرامشی که این فضا به آدم می دهد وصف ناشدنی هست، باید از پایتخت کشور عزیزمان ایران خارج شد و تجربه اش کرد.

کنار گذاشتن پایتخت کشور عزیزمان ایران و رفتن به روستا؛ با وجود همه گفته های مریم، کمتر کسی است که به این شرایط راضی باشد. هر کسی نمی تواند این عوض کردن را دوام بیاورد. مریم اعتقاد است که این کار جهت آدمی که برونگرا و متکی به زندگی شهری هست، شاید دیوانه کننده باشد. «این جور زندگی به درد کسی می خورد که شغلش به رفت و آمد نیاز نداشته باشد، کسب و کارش اینترنتی باشد یا مشغول باشد به انجام پروژه ای هنری و تولید صنایع دستی» مریم خودش در منزل یادداشت می نویسد و ویراستاری می کند. در این مدت بسیاری از دوستان و آشنایان از او راه و روش رفتن از پایتخت کشور عزیزمان ایران را پرسیده اند؛ بعضی دوام آورده اند و بعضی راه را نرفته، برگشته اند.

«نوشین دیانتی» هم مترجم و ویراستاری است که یک سالی است از پایتخت کشور عزیزمان ایران به حومه شهر رشت مهاجرت کرده، در منزل ای موقتی زندگی می کند و می خواهد منزل ای روستایی آنجا بسازد.

اغلب کسانی که از این شهر می روند، شمال کشور را گزینش می کنند چون «رفت و آمد به پایتخت کشور عزیزمان ایران راحت تر هست، هوای خوبی دارد و زندگی کردن ارزان است.» از نگاه نوشین علاوه بر اینها اینکه فامیل پدری اش آنجا زندگی می کنند هم یک مزیت دیگر هست. او قبل از این کیش را هم امتحان کرده و دیده که «هزینه اش بالاست و بی نظمی و شلوغی پایتخت کشور عزیزمان ایران هم به آن سرایت پیدا کرده.»

او که آنجا کار ترجمه و ویرایشش را انجام می دهد و به قول خودش دورکاری می کند، به اینکه چطور از پایتخت کشور عزیزمان ایران دل کنده، اینطور جواب می دهد:« هیچگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران را دوست نداشتم؛ حتی زمانی که تا این حد ترافیک و آلودگی نداشت. هر لحظه به نظرم شهر بی قانون و بی در و پیکری بود. سال پیش یک روز که پایتخت کشور عزیزمان ایران در آلودگی هوا غرق شده است بود از منزل بیرون آمدم و با دیدن آسمان تیره رنگ دعا کردم که ای کاش دوباره در این آلودگی در پایتخت کشور عزیزمان ایران نباشم. همین اتفاق هم افتاد.»

زندگی که او تجربه می کند حالا، با آنی که در پایتخت کشور عزیزمان ایران داشت فرقمی کند ولی بالاخره چیزهایی که جهت زندگی مورد نیاز دارد پیدا می شود:

« اوایل که آمده بودم؛ مایحتاج زندگی روزانه را به مشکل در شهر پیدا می کردم. ولی کم کم درست شد. الان می بینم مراکز بهداشتی به قدر کافی وجود دارند. از هنگامی که آمدم به پیشنهاد دوستانم اینجا به کنسرتی رفتم که در شلوغی پایتخت کشور عزیزمان ایران اگر چنین کنسرتی بنا بود برگزار شود اصلا خبردار نمی شدم. تازگی ها این اطراف نخستین گالری شخصی رشت راه افتاده. اینجا آدم ها زیاد هم را می شناسند و ارتباطات نزدیک تر هست. امکانات ورزشی مثل استخر و سالن دو میدانی فراهم هست. امکانات بهداشتی و پزشکی هم. حالا می بینم که همه چیز در سطح عالی در دسترس است.»

فقط همین ها نیست، مسئله رفت و آمد دیگر به کلی حل شده است است و جای پارک ماشین به حد کافی وجود دارد.« اینجا فقط یک محدوده طرح ترافیک از ساعت ٦ تا ١٠ است که هیچگاه نمی شود با ماشین به آن وارد شد ولی پارکینگ بزرگی دور همین محدوده است که دسترسی به آن را ساده می کند.»

بخشی از مهاجرت ها به تنوع در الگوی تفریح برمی گردد

«حسین ایمانی جاجرمی»، جامعه شناس و عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران هم به بحث «خانه دوم» یا (Second home) اشاره می کند و بعضی از این مهاجرت ها را موقت می داند. او در توضیح این عنوان به «شهروند» می گوید: «یک مسأله منزل های دوم است که چند سالی است در کشور رواج پیدا کرده و افرادی با وضع اقتصادی مناسب، یا به شهرها و روستاهای کوچک موطن برمی گردند و گروهی هم که در مناطق خوش آب و هوا، منزل دوم می سازند یا خریداری می کنند. این عنوان در کشورهای اروپایی هم وجود دارد که به آن (Second home) می گویند؛ البته این پدیده منحصر به پایتخت کشور عزیزمان ایران نیست و در کلانشهرها هم دیده می شود. بنابراین بخشی از مسأله به تنوع در الگوی تفریح برمی گردد. بخش دیگر هم افراد بازنشسته اند که با توجه به شرایط کهنسالی از پایتخت کشور عزیزمان ایران مهاجرت می کنند، چون شرایط پایتخت کشور عزیزمان ایران شهر مناسبی از لحاظ شاخص های زندگی جهت افراد حساس نیست. به عنوان نمونه تعدادی از همکاران و اساتید دانشگاه را می شناسم که بعد از بازنشستگی با حفظ منزل خود در پایتخت کشور عزیزمان ایران به شهرهای کوچک اطرف مهاجرت کردند.» ولی به نظر می آید گرایش به مهاجرت از پایتخت کشور عزیزمان ایران در هفته های گذشته و بعد از بحرانی شدن وضع هوا و همچنین زلزله ۲۹ آذر جدی تر شده است و افراد زیاد در اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … از تلاش و میل به خود به خروج از پایتخت کشور عزیزمان ایران می نویسند.

این جامعه شناس در پاسخ به این پرسش که این بحث ها تا چه اندازه عملی خواهد شد هم، می گوید: «بله در این دو هفته که بحث زلزله از مرحله حرف به عمل آمد، عنوان مهاجرت جهت بسیاری از مردم جدی تر شده است و اگر امکانی جهت مردم وجود داشته باشد، حتما شاهد مهاجرت خواهیم بود. علاوه براین، چهارشنبه ای که زلزله در پایتخت کشور عزیزمان ایران رخ داد، گزارش هایی را دیدیم که عده زیادی از پایتخت کشور عزیزمان ایران فرار می کنند و به نظر می آید مردم این آمادگی را دارند ولی شرط آن وجود کار و زمینه های توسعه در دیگر مناطق است که الان مهیا نیست و چنین افقی هم دیده نمی شود.»

«تهرانیت» همچنان جذب کننده است

ایمانی جاجرمی به تمرکز امکانات، توجه رسانه به مرکز و فضای سیاسی و فرهنگی پایتخت کشور عزیزمان ایران هم اشاره می کند و تفاوت پایتخت کشور عزیزمان ایران با دیگر مناطق کشور در این زمینه ها را در اصطلاحی به نام «تهرانیت» تعریف می کند که همچنان عامل جذب مردم از دیگر نقاط کشور و همچنین حفظ شرایط کنونی است: «در پایتخت کشور عزیزمان ایران تهرانیتی وجود دارد که این عنوان نه در مشهد وجود دارد و نه در اصفهان و نه دیگر شهرها به خصوص جهت زنان؛ چون در پایتخت کشور عزیزمان ایران امکان جهت حضور زنان در جامعه بسیار زیاد هست. علاوه براین، امکان آزادی شخصی زنان در پایتخت کشور عزیزمان ایران بسیار زیاد از شهرستان هاست. پایتخت کشور عزیزمان ایران فرهنگ شهری خاصی دارد که می شود با اصطلاح «تهرانیت» معرفی کرد. این شهر هر لحظه مهاجرپذیر بوده، حاکمان ساکن این شهر بودند، پروژه هایی که در این شهر ایجاد می شود، در هیچ جای کشور عزیزمان ایران دیده نمی شود و…

علاوه براین، دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران به عنوان مرجع دانشگاهی کشور عزیزمان ایران سال ها افراد زیادی را به پایتخت کشور عزیزمان ایران کشانده و همین افراد در این شهر ماندگار شدند. من درهمین ۱۰ سال گذشته عمده دانشجویانی که از شهرستان داشتم، همه در پایتخت کشور عزیزمان ایران ماندگار شدند.» این جامعه شناس راجع به دلایل جذابیت پایتخت کشور عزیزمان ایران که مهاجرت را جهت ساکنان این شهر سخت می کند هم، می گوید: «ریچارد فلوریدا، نظریه پرداز آمریکایی در پرسشها شهری راجع به طبقه خلاق حرف می زند و این طبقه خلاق در پایتخت کشور عزیزمان ایران هم هست. عموم هنرمندان، نویسندگان و… در پایتخت کشور عزیزمان ایران زندگی می کنند و در این شهر دیده می شوند و رشد می کنند. پایتخت کشور عزیزمان ایران در دوره ای امکان ارتقای سیاسی و اجتماعی را جهت گروهی فراهم کرده است و همین الان افراد حاضر در مدیریت های کلان، اکثرا مهاجرند ولی من فکر می کنم آن قدر که این افراد از پایتخت کشور عزیزمان ایران گرفتند، چیزی به پایتخت کشور عزیزمان ایران ندادند و زیاد پایتخت کشور عزیزمان ایران را مصرف کردند.

با همه معایبی که پایتخت کشور عزیزمان ایران دارد، به لحاظ آزادی های فرهنگی، سیاسی و… متفاوت از دیگر شهرهای کشور عزیزمان ایران است و به همین علت همچنان علاقه به سمت این شهر وجود دارد.» ایمانی جاجرمی اعتقاد است تا زمانی که توسعه متوازن صورت نگیرد و اشتغالزایی در دیگر نقاط کشور وجود نداشته باشد، مهاجرت افراد از پایتخت کشور عزیزمان ایران دایمی نخواهد بود: «در مورد مهاجرت کارهای زیادی انجام شده است و به طور مفصل در این باره تحقیق و نظریه پردازی شده است هست. یک اصل مهم راجع به مهاجرت، امکان اشتغال هست. اگر درآمد و امکانات نسبی جهت افراد در شهرستان ها فراهم شود، بسیاری از طبقه متوسطی های کنونی ممکن است از پایتخت کشور عزیزمان ایران مهاجرت کنند ولی این به این معنی است که به طور کامل ارتباط خود را با پایتخت کشور عزیزمان ایران قطع کنند. پایتخت کشور عزیزمان ایران هنوز مهاجرپذیر است و ممکن است خود پایتخت کشور عزیزمان ایران هم نباشد ولی بخش های چسبیده به پایتخت کشور عزیزمان ایران همچنان مهاجرپذیر هستند، چون فضای حاکم و مدیریت شهری این میل را ایجاد کرده است.»

موج تأمل راجع به مهاجرت از پایتخت کشور عزیزمان ایران متوقف خواهد شد

پیشرفت فناوری و گسترش استفاده از شبکه های اجتماعی، مختص به پایتخت کشور عزیزمان ایران نیست و امروز بسیاری از ساکنان شهرهای کوچک و روستاها هم، وقت زیادی را با فعالیت در اینترنت سپری مي کنند. گسترش استفاده از اینترنت، سبک زندگی بسیاری از مردم در جغرافیای متفاوت را به هم نزدیک کرده و با توجه به پرسشها زندگی در تهران، بعضی از امکان مهاجرت می گویند؛ این عنوان تا چه اندازه می تواند جذابیت زندگی در پایتخت کشور عزیزمان ایران را کم کند و به مهاجرت از این شهر کمک کند؟ ایمانی جاجرمی راجع به این عنوان می گوید: «درست که با پیشرفت فناوری، بعضی از امکانات پایتخت کشور عزیزمان ایران در دیگر نقاط کشور هم قابل دسترسی شده است است ولی این پیشرفت تکنولوژی هم افق چندان روشنی به ما نمی دهد.

هرچند که استفاده مردم از اینترنت بسیار زیاد شده است و خواهد شد، ولی به نظر می آید نتواند تأثیر چندانی جهت مهاجرت از پایتخت کشور عزیزمان ایران ایجاد کند، چون درنهایت اینترنت جایگزین زندگی واقعی به طور کامل نخواهد شد و هر فرد مجبور و علاقه مند به حضور در شهر است که این حضور در شهر را بسیار ترجیح می دهند در پایتخت کشور عزیزمان ایران بگذرانند.»

این جامعه شناس موج ایجادشده راجع به مهاجرت از پایتخت کشور عزیزمان ایران را هم یکی از نتیجه های اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … می داند و اعتقاد است که مانند دیگر فضاهایی که این شبکه ها می سازند، این موج هم چندان دوام نخواهد داشت: «زلزله بم بسیار مخرب تر و ویران تر از کرمانشاه بود ولی بحران کرمانشاه به کمک همین اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … عریان تر نمایش داده شد و اثر مخرب زلزله را ملموس تر نشان داد. این موج هم هیجان است و مردم امکان و گزینش دیگری ندارند و این موج متوقف خواهد شد، بدون این که عملا مهاجرت محسوسی اتفاق بیفتد.»

واژه های کلیدی: ایران | زلزله | زندگی | آلودگی | مهاجرت | آلودگی | مهاجرت | آلودگی هوا | آلودگی صوتی | شبکه های اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs